Divan-e Shams› Ghazal 1789 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1789 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۱۷۸۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1789:1 ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهاندر گوشِ جانم میرسد، طبلِ رحیل از آسمان
- G1789:2 نک ساربان برخاسته، قطّارها آراستهاز ما حلالی خواسته، چه خفتهاید، ای کاروان؟
- G1789:3 این بانگها از پیش و پس، بانگ رحیل است و جرسهر لحظهای نفْس و نفَس، سر میکشد در لامکان
- G1789:4 زین شمعهای سرنگون، زین پردههای نیلگونخلقی عجب آید برون، تا غیبها گردد عیان
- G1789:5 زین چرخ دولابی تو را، آمد گران خوابی تو رافریاد از این عمر سبک، زنهار از این خواب گران
- G1789:6 ای دل! سوی دلدار شو، ای یار! سوی یار شوای پاسبان! بیدار شو، خفته نشاید پاسبان
- G1789:7 هر سوی، شمع و مشعله، هر سوی، بانگ و مشغلهکامشب جهانِ حامله، زاید جهانِ جاودان
- G1789:8 تو گِل بُدی و دل شدی، جاهل بُدی عاقل شدیآن کو کشیدت این چنین، آن سو کشاند کشکشان
- G1789:9 اندر کشاکشهای او، نوش است ناخوشهای اوآب است آتشهای او، بر وی مکُن رو را گران
- G1789:10 در جان نشستن کار او، توبه شکستن کار اواز حیلهٔ بسیارِ او، این ذرهها، لرزاندلان
- G1789:11 ای ریشخندِ رخنهجه! یعنی منم سالارِ دِهتا کی جهی؟ گردن بنه، ور نی کِشندت چون کمان
- G1789:12 تخم دغل میکاشتی، افسوسها میداشتیحق را عدم پنداشتی، اکنون ببین ای قلتبان!
- G1789:13 ای خر! به کاه اولیتری، دیگی سیاه اولیتریدر قعر چاه اولیتری، ای ننگِ خانه و خاندان
- G1789:14 در من کسی دیگر بود، کاین خشمها از وی جهدگر آب سوزانی کند، زآتش بود، این را بدان
- G1789:15 در کف ندارم سنگ من، با کس ندارم جنگ منبا کس نگیرم تَنگ من، زیرا خوشم چون گلْسِتان
- G1789:16 پس خشم من زان سر بوَد، وز عالم دیگر بوَداین سو جهان، آن سو جهان، بنشسته من بر آستان
- G1789:17 بر آستان آن کس بوَد، کو ناطق اخرس بوَداین رمز گفتی، بس بوَد، دیگر مگو، در کِش زبان
ganjoor: sh1789 · public domain