Divan-e Shams› Ghazal 1790 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1790 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۱۷۹۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1790:1 دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمنصد حور خوش داری ولی بنگر یکی داری چو من
- G1790:2 گفتم صلای ماجرا ما را نمیپرسی چراگفتا که پرسشهای ما بیرون ز گوش است و دهن
- G1790:3 گفتم ز پرسش تو بحل باری اشارت را مهلگفت از اشارتهای دل هم جان بسوزد هم بدن
- G1790:4 گفتم که چونی در سفر گفتا که چون باشد قمرسیمین بر و زرین کمر چشم و چراغ مرد و زن
- G1790:5 گشتن به گرد خود خطا الا جمال قطب رااو را روا باشد روا کو ره رو است اندر وطن
- G1790:6 هم ساربان هم اشتران مستند از آن صاحب قرانای ساربان منزل مکن جز بر در آن یار من
- G1790:7 ای عشرت و ای ناز ما ای اصل و ای آغاز ماآخر چه داند راز ما جان حسن یا بوالحسن
- G1790:8 ای عشق تو در جان من چون آفتاب اندر حملوی صورتت در چشم من همچون عقیق اندر یمن
- G1790:9 چون اولین و آخرین در حشر جمع آید یقیناز تو نباشد خوبتر در جمله آن انجمن
- G1790:10 مجنون چو بیند مر تو را لیلی بر او کاسد شودلیلی چو بیند مر تو را گردد چو مجنون ممتحن
- G1790:11 در جست و جوی روی تو در پای گل بس خارهاای یاس من گوید همیاندر فراقت یاسمن
- G1790:12 گر آفتاب روی تو روزیدهِ ما نیستیذرات کونین از طمع کی باز کردندی دهن
- G1790:13 حیوان چو قربانی بود جسمش ز جان فانی بودپس شرحههای گوشتش زنده شود زین بابزن
- G1790:14 آتش بگوید شرحه را سر حیاتات بقاکای رسته از جان فنا بر جان بیآزار زن
- G1790:15 نعره زنند آن شرحهها یا لیت قومی یعلمونگر نعرهشان این سو رسد نی گبر ماند نی وثن
- G1790:16 نی ترس ماند در دلی نی پای ماند در گلیلبیک لبیک و بلی میگوی و میرو تا وطن
- G1790:17 هست این سخن را باقیی در پرده مشتاقییپیدا شود گر ساقیی ما را کند بیخویشتن
ganjoor: sh1790 · public domain