Divan-e Shams› Ghazal 1789› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۷۸۹
- نک ساربان برخاسته، قطّارها آراسته از ما حلالی خواسته، چه خفتهاید، ای کاروان؟
G1789:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان·در گوشِ جانم میرسد، طبلِ رحیل از آسمان
- 2 نک ساربان برخاسته، قطّارها آراسته·از ما حلالی خواسته، چه خفتهاید، ای کاروان؟
- 3 این بانگها از پیش و پس، بانگ رحیل است و جرس·هر لحظهای نفْس و نفَس، سر میکشد در لامکان
- 4 زین شمعهای سرنگون، زین پردههای نیلگون·خلقی عجب آید برون، تا غیبها گردد عیان
- 5 زین چرخ دولابی تو را، آمد گران خوابی تو را·فریاد از این عمر سبک، زنهار از این خواب گران
- 6 ای دل! سوی دلدار شو، ای یار! سوی یار شو·ای پاسبان! بیدار شو، خفته نشاید پاسبان
- 7 هر سوی، شمع و مشعله، هر سوی، بانگ و مشغله·کامشب جهانِ حامله، زاید جهانِ جاودان
- 8 تو گِل بُدی و دل شدی، جاهل بُدی عاقل شدی·آن کو کشیدت این چنین، آن سو کشاند کشکشان
- 9 اندر کشاکشهای او، نوش است ناخوشهای او·آب است آتشهای او، بر وی مکُن رو را گران
- 10 در جان نشستن کار او، توبه شکستن کار او·از حیلهٔ بسیارِ او، این ذرهها، لرزاندلان
- 11 ای ریشخندِ رخنهجه! یعنی منم سالارِ دِه·تا کی جهی؟ گردن بنه، ور نی کِشندت چون کمان
- 12 تخم دغل میکاشتی، افسوسها میداشتی·حق را عدم پنداشتی، اکنون ببین ای قلتبان!
- 13 ای خر! به کاه اولیتری، دیگی سیاه اولیتری·در قعر چاه اولیتری، ای ننگِ خانه و خاندان
- 14 در من کسی دیگر بود، کاین خشمها از وی جهد·گر آب سوزانی کند، زآتش بود، این را بدان
- 15 در کف ندارم سنگ من، با کس ندارم جنگ من·با کس نگیرم تَنگ من، زیرا خوشم چون گلْسِتان
- 16 پس خشم من زان سر بوَد، وز عالم دیگر بوَد·این سو جهان، آن سو جهان، بنشسته من بر آستان
- 17 بر آستان آن کس بوَد، کو ناطق اخرس بوَد·این رمز گفتی، بس بوَد، دیگر مگو، در کِش زبان
ganjoor: sh1789 · public domain