Divan-e Shams Ghazal 1826 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1826 · 14 beyts

غزل شمارهٔ ۱۸۲۶

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1826:1 هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «هم‌چنین»هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «هم‌چنین»
  2. G1826:2 هر کِی پری طلب کند، چهرهٔ خود بدو نماهر کِی ز مُشک دم زند، زلف گشا که «هم‌چنین»
  3. G1826:3 هر کِی بگویدت «ز مه، ابر چگونه وا شود؟»بازگشا، گره‌گره، بند قبا که «هم‌چنین»
  4. G1826:4 گر ز مسیح پرسدت «مرده چگونه زنده کرد؟»بوسه بده به پیش او، بر لب ما که «هم‌چنین»
  5. G1826:5 هر کِی بگویدت «بگو، کشتهٔ عشق چون بود؟»عرضه بده به پیش او، جان مرا که «هم‌چنین»
  6. G1826:6 هر کِی ز روی مرحمت، از قد من بپرسدتابروی خویش عرضه ده، گشته دو تا، که «هم‌چنین»
  7. G1826:7 جان ز بدن جدا شود، باز درآید اندرونهین بنما به منکران، خانه درآ، که «هم‌چنین»
  8. G1826:8 هر طرفی که بشنوی، نالهٔ عاشقانه‌ایقصهٔ ماست آن همه، حق خدا که هم‌چنین
  9. G1826:9 خانهٔ هر فرشته‌ام، سینه کبود گشته‌امچشم برآر و خوش نگر، سوی سما که هم‌چنین
  10. G1826:10 سِرِّ وصالِ دوست را، جز به صبا نگفته‌امتا به صفای سِرِّ خود، گفت صبا که «هم‌چنین»
  11. G1826:11 کوری آنک گوید او، «بنده به حق کجا رسد؟»در کف هر یکی بنِه، شمع صفا که «هم‌چنین»
  12. G1826:12 گفتم «بوی یوسفی، شهر به شهر کی رود؟»بوی حق از جهان هو، داد هوا که «هم‌چنین»
  13. G1826:13 گفتم «بوی یوسفی، چشم چگونه وا دهد؟»چشم مرا نسیم تو، داد ضیا که «هم‌چنین»
  14. G1826:14 از تبریز، شمس دین، بوک مگر کَرَم کُندوز سَرِ لطف برزند، سَر ز وفا که «هم‌چنین»

ganjoor: sh1826 · public domain