Divan-e Shams› Ghazal 1839› Beyt 10 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۳۹
- در شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده را ششصد و پنجهست و هم هست چهار از سنین
G1839:10
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرین·خیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
- 2 خواب بدیدهام قمر چیست قمر به خواب در·زانک به خواب حل شود آخر کار و اولین
- 3 آن قمری که نور دل زو است گه حضور دل·تا ز فروغ و ذوق دل روشنی است بر جبین
- 4 یومئذ مسفره ضاحکه بود چنان·ناعمه لسعیها راضیه بود چنین
- 5 دور کن این وحوش را تا نکشند هوش را·پنبه نهیم گوش را از هذیان آن و این
- 6 ماند یکی دو سه نفس چند خیال بوالهوس·نیست به خانه هیچ کس خانه مساز بر زمین
- 7 شب بگذشت و شد سحر خیز مخسب بیخبر·بی خبرت کجا هلد شعله آفتاب دین
- 8 جوق تتار و سویرق حامله شد ز کین افق·گو شکم فلک بدر بوک بزاید این جنین
- 9 رو به میان روشنی چند تتار و ارمنی·تیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب و آستین
- 10 در شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده را·ششصد و پنجهست و هم هست چهار از سنین
- 11 هست به شهر ولوله این که شدهست زلزله·شهر مدینه را کنون نقل کژ است یا یقین
- 12 رو ز مدینه درگذر زلزله جهان نگر·جنبش آسمان نگر بر نمطی عجبترین
- 13 بحر نگر نهنگ بین بحر کبودرنگ بین·موج نگر که اندر او هست نهنگ آتشین
- 14 شکل نهنگ خفته بین یونس جان گرفته بین·یونس جان که پیش از این کان من المسبحین
- 15 بحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنم·بحر معلق از صور صاف بدهست پیش از این
- 16 تیره نگشت آن صفا خیره شدهست چشم ما·از قطرات آب و گل وز حرکات نقش طین
- 17 گردن آنک دست او دست حدث پرست او·تیره کند شراب ما تا بزنیم هین و هین
- 18 چون نکنیم یاد او هست سزا و داد او·کینه چو از خبر بود بیخبری است دفع کین
- 19 خواست یکی نوشتهای عاشقی از معزمی·گفت بگیر رقعه را زیر زمین بکن دفین
- 20 لیک به وقت دفن این یاد مکن تو بوزنه·زانک ز یاد بوزنه دور بمانی از قرین
- 21 هر طرفی که رفت او تا بنهد دفینه را·صورت بوزنه ز دل می بنمود از کمین
- 22 گفت که آه اگر تو خود بوزنه را نگفتیی·یاد نبد ز بوزنه در دل هیچ مستعین
- 23 گفت بنه تو نیش را تازه مکن تو ریش را·خواب بکن تو خویش را خواب مرو حسام دین
ganjoor: sh1839 · public domain