Divan-e Shams› Ghazal 1857› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۷
- پیاده قاضیم میخوان درون محکمه قاصد و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین
G1857:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین·درون مدرسه حجره به پهلوی شهابالدین
- 2 پیاده قاضیم میخوان درون محکمه قاصد·و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین
- 3 بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را·که نامم را بگردانی نهی نامم فلانالدین
- 4 که خلقان صورت و نامند مثال میوهٔ خامند·کی از جانشان خبر باشد که آن تلخ است یا شیرین
- 5 وگر حال آورد قاضی سماعش آرزو آید·رباب خوب بنوازم سماعی آرمش شیرین
- 6 ز آواز سماع من اقنجی هم شود زنده·سر از تربت برون آرد بکوبد پا کند تحسین
- 7 کفن را اندراندازد قوالانداز مستانه·از آن پس مردگان یک یک برون آیند هم در حین
- 8 عجب نبود که صورتها بدین آواز برخیزند·که صورتهای عشق تو درونت زنده شد میبین
- 9 ز مردم آن به کار آید کی زنده میشود در تو·و باقی تن غباری دان که پیدا میشود از طین
- 10 دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده·از آن افسردهای که تو بر آنی نهای با این
- 11 مرا گوید یکی صورت منم اصل غزل واگو·خمش کردم نشاید داد این خاتم به هر گرگین
ganjoor: sh1857 · public domain