دیوان شمس غزل ۱۸۶۶ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۶۶

  1. روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد هر پاره ز من گردد از آتش تب سستان

G1866:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان·هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
  2. 2 در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب·از گرمی میدانت برسوزد تابستان
  3. 3 گر طفلک یک روزه شب‌های تو را بیند·از شیر بری گردد وز مادر وز پستان
  4. 4 ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم·سرمست شما گردد یاد آرد هندستان
  5. 5 روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد·هر پاره ز من گردد از آتش تب سستان
  6. 6 تو از پس پرده دل ناگاه سری درکن·تا هر سر موی من گردند چو سرمستان
  7. 7 هر خاطر من بکری بر بام و در از عشقت·چندان بکند شیوه چندان بکند دستان
  8. 8 تا تابش روی تو درپیچد در هر یک·وز چون تو شهی گردد هر خاطرم آبستان
  9. 9 شمس الحق تبریزی هر کس که ز تو پرسد·می بینم و می گویم از رشک کدام است آن

ganjoor: sh1866 · public domain