Divan-e Shams› Ghazal 1868› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۶۸
- زیرا عرض و جوهر از ذوق برآرد سر ذوق پدر و مادر کردت مهمان ای جان
G1868:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان·این نکته شیرین را در جان بنشان ای جان
- 2 زیرا عرض و جوهر از ذوق برآرد سر·ذوق پدر و مادر کردت مهمان ای جان
- 3 هر جا که بود ذوقی ز آسیب دو جفت آید·زان یک شدن دو تن ذوق است نشان ای جان
- 4 هر حس به محسوسی جفت است یکی گشته·هر عقلی به معقولی جفت و نگران ای جان
- 5 گر جفت شوی ای حس با آنک حست کرد او·وز غیر بپرهیزی باشی سلطان ای جان
- 6 ذوقی که ز خلق آید زو هستی تن زاید·ذوقی که ز حق آید زاید دل و جان ای جان
- 7 کو چشم که تا بیند هر گوشه تتق بسته·هر ذره بپیوسته با جفت نهان ای جان
- 8 آمیخته با شاهد هم عاشق و هم زاهد·وز ذوق نمیگنجد در کون و مکان ای جان
- 9 پنهان ز همه عالم گرمابه زده هر دم·هم پیر خردپیشه هم جان جوان ای جان
- 10 پنهان مکن ای رستم پنهان تو را جستم·احوال تو دانستم تو عشوه مخوان ای جان
- 11 گر روی ترش داری دانیم که طراری·ز احداث همیترسی وز مکر عوان ای جان
- 12 در کنج عزبخانه حوری چو دردانه·دور از لب بیگانه خفتهست ستان ای جان
- 13 صد عشق همیبازد صد شیوه همیسازد·آن لحظه که می یازد بوسه بستان ای جان
- 14 بر ظاهر دریا کی بینی خورش ماهی·کان آب تتق آمد بر عیش کنان ای جان
- 15 چندان حیوان آن سو می خاید و می زاید·چون گرگ گرو برده پنهان ز شبان ای جان
- 16 خنبک زده هر ذره بر معجب بیبهره·کآب حیوان را کی داند حیوان ای جان
- 17 اندر دل هر ذره تابان شده خورشیدی·در باطن هر قطره صد جوی روان ای جان
- 18 خاموش که آن لقمه هر بسته دهان خاید·تا لقمه نیندازی بربند دهان ای جان
ganjoor: sh1868 · public domain