Divan-e Shams› Ghazal 1963› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۹۶۳
- در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی جفت گردد بانگ کُه با نعره و هیهای من
G1963:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من·غمگسار و همنشین و مونس شبهای من
- 2 ای شنیده وقت و بیوقت از وجودم نالهها·ای فکنده آتشی در جملهٔ اجزای من
- 3 در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی·جفت گردد بانگ کُه با نعره و هیهای من
- 4 ای ز هر نقشی تو پاک و ای ز جانها پاکتر·صورتت نی لیک مغناطیس صورتهای من
- 5 چون ز بیذوقی دل من طالب کاری بود·بسته باشم گرچه باشد دلگشا صحرای من
- 6 بی تو باشد جیش و عیش و باغ و راغ و نقل و عقل·هر یکی رنج دماغ و کندهای بر پای من
- 7 تا ز خود افزون گریزم در خودم محبوستر·تا گشایم بند از پا بسته بینم پای من
- 8 ناگهان در ناامیدی یا شبی یا بامداد·گوییام اینک برآ بر طارم بالای من
- 9 آن زمان از شکر و حلوا چنان گردم که من·گم کنم کاین خود منم یا شکر و حلوای من
- 10 امشب از شبهای تنهایی است رحمی کن بیا·تا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من
- 11 همچو نایانبان در این شب من از آن خالی شدم·تا خوش و صافی برآید نالهها و وای من
- 12 زین سپس انبان بادم نیستم انبان نان·زان کازاین ناله است روشن این دل بینای من
- 13 درد و رنجوری ما را داروی غیر تو نیست·ای تو جالینوس جان و بوعلی سینای من
ganjoor: sh1963 · public domain