Divan-e Shams› Ghazal 2002› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۰۲
- نفسی موضع تنگ و نفسی جای فراخ می جان نوش و از آن پس همه را میدان بین
G2002:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین·آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین
- 2 آهن اندر کف او نرمتر از مومی بین·پیش نور رخ او اختر را پنهان بین
- 3 نم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگر·صورت چرخ بدیدی هله اکنون جان بین
- 4 جان بنفروختی ای خر به چنین مشتریی·رو به بازار غمش جان چو علف ارزان بین
- 5 هر کی بفسرد بر او سخت نماید حرکت·اندکی گرم شو و جنبش را آسان بین
- 6 خشک کردی تو دماغ از طلب بحث و دلیل·بفشان خویش ز فکر و لمع برهان بین
- 7 هست میزان معینت و بدان میسنجی·هله میزان بگذار و زر بیمیزان بین
- 8 نفسی موضع تنگ و نفسی جای فراخ·می جان نوش و از آن پس همه را میدان بین
- 9 سحر کردهست تو را دیو همیخوان قل اعوذ·چونک سرسبز شدی جمله گل و ریحان بین
- 10 چون تو سرسبز شدی سبز شود جمله جهان·اتحادی عجبی در عرض و ابدان بین
- 11 چون دمی چرخ زنی و سر تو برگردد·چرخ را بنگر و همچون سر خود گردان بین
- 12 ز آنک تو جزو جهانی مثل کل باشی·چونک نو شد صفتت آن صفت از ارکان بین
- 13 همه ارکان چو لباس آمد و صنعش چو بدن·چند مغرور لباسی بدن انسان بین
- 14 روی ایمان تو در آیینه اعمال ببین·پرده بردار و درآ شعشعه ایمان بین
- 15 گر تو عاشق شدهای حسن بجو احسان نی·ور تو عباس زمانی بنشین احسان بین
- 16 لابه کردم شه خود را پس از این او گوید·چونک دریاش بجوشد در بیپایان بین
ganjoor: sh2002 · public domain