Divan-e Shams› Ghazal 2072› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۷۲
- وفای توست یکی بحر دیگر خوش خوار که چارجوی بهشت است از تکش جوشان
G2072:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان·که بحر تلخ بود جای گوهر و مرجان
- 2 وفای توست یکی بحر دیگر خوش خوار·که چارجوی بهشت است از تکش جوشان
- 3 منم سکندر این دم به مجمع البحرین·که تا رهانم جان را ز علت و بحران
- 4 که تا ببندم سدی عظیم بر یأجوج·که تا رهند خلایق ز حمله ایشان
- 5 از آنک ایشان مر بحر را درآشامند·که هیچ آب نماند ز تابشان به جهان
- 6 از آنک آتشیاند وز عنصر دوزخ·عدو لطف جنان و حجاب نور جنان
- 7 ز هر شمار برونند از آنک از قهرند·که قهر وصف حق است و ندارد آن پایان
- 8 برهنهاند و همه سترپوششان گوش است·نه سترپوش دلانه که دیدن است عیان
- 9 لحاف گوش چپستش فراش گوش راست·به شب نتیجه یأجوج را یقین میدان
- 10 لحاف و فرش مقلد چون علم تقلید است·یقین به معنی یأجوجی است نی انسان
- 11 از آنک دل مثل روزن است کاندر وی·ز شمس نورفشان است و ذره دست افشان
- 12 هزار نام و صفت دارد این دل و هر نام·به نسبتی دگر آمد خلاف و دیگر سان
- 13 چنانک شخصی نسبت به تو پدر باشد·به نسبت دگری یا پسر و یا اخوان
- 14 چو نامهای خدا در عدد به نسبت شد·ز روی کافر قاهر ز روی ما رحمان
- 15 بسا کسا که به نسبت به تو که معتقدی·فرشته است و به نسبت به دیگری شیطان
- 16 چنانک سر تو نسبت به تو بود مکشوف·به نسبت دگری حال سر تو پنهان
ganjoor: sh2072 · public domain