Divan-e Shams› Ghazal 21› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱
- امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد بی تو کجا جنبد رگی در دست و پای پارسا
G21:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را·از زعفران روی من رو میبگردانی چرا
- 2 یا این دل خونخواره را لطف و مراعاتی بکن·یا قوّت صبرش بده در یفعل الله ما یشا
- 3 این دو ره آمد در روش یا صبر یا شُکر نِعَم·بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
- 4 هر گه بگردانی تو رو، آبی ندارد هیچ جو·کی ذرهها پیدا شود بیشعشعه شمس الضحی
- 5 بی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستییی·بی عصمت تو کی رود شیطان به «لا حول و لا»
- 6 نی قرص سازد قرصییی مطبوخ هم مطبوخییی·تا درنیندازی کفی ز اهلیلهٔ خود در دوا
- 7 امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد·بی تو کجا جنبد رگی در دست و پای پارسا
- 8 در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی·در سنگ سقایی نهی در برقِ میرنده وفا
- 9 سیل سیاه شب برد هر جا که عقل است و خرد·زان سیلشان کی واخرد جز مشتری هل اتی
- 10 ای جان جان جزو و کل وی حلهبخشِ باغ و گل·وی کوفته هر سو دهل کای جان حیران الصلا
- 11 هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا·آن کهم دهد فهم ِ بیا گوید که پیش من بیا
- 12 زان سو که فهمت میرسد باید که فهم آن سو رود·آن کهت دهد طال بقا او را سزد طال بقا
- 13 هم او که دلتنگت کند سرسبز و گلرنگت کند·هم اوت آرد در دعا هم او دهد مزد دعا
- 14 هم ری و بی و نون را کردهست مقرون با الف·در باد دم اندر دهن تا خوش بگویی ربنا
- 15 لبیک لبیک ای کرم سودای توست اندر سرم·ز آب تو چرخی میزنم مانند چرخ آسیا
- 16 هرگز نداند آسیا مقصود گردشهای خود·کهاستون قوت ماست او یا کسب و کار نانبا
- 17 آبیش گردان میکند او نیز چرخی میزند·حق آب را بسته کند او هم نمیجنبد ز جا
- 18 خامش که این گفتار ما میپرد از اسرار ما·تا گوید او که گفت او هرگز بننماید قفا
ganjoor: sh21 · public domain