Divan-e Shams› Ghazal 2131› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۳۱
- تو «لیلة القبری» برو تا «لیلة القدری» شوی؛ چون قدر، مَر ارواح را کاشانه شو؛ کاشانه شو.
G2131:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.·و اندر دل آتش درآ؛ پروانه شو، پروانه شو.
- 2 هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن،·وآنگه بیا با عاشقان همخانه شو؛ همخانه شو.
- 3 رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها،·وآنگه شراب عشق را پیمانه شو؛ پیمانه شو.
- 4 باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی؛·گر سوی مستان میروی مستانه شو؛ مستانه شو.
- 5 آن گوشوارِ شاهدان، همصحبتِ عارض شده؛·آن گوش و عارض بایدت؛ دُردانه شو، دُردانه شو.
- 6 چون جانِ تو شُد در هوا، ز افسانهیِ شیرین ما،·فانی شو و چون عاشقان افسانه شو؛ افسانه شو.
- 7 تو «لیلة القبری» برو تا «لیلة القدری» شوی؛·چون قدر، مَر ارواح را کاشانه شو؛ کاشانه شو.
- 8 اندیشهات جایی رَوَد، وآنگه تو را آن جا کِشَد؛·ز اندیشه بگذر، چون قضا؛ پیشانه شو، پیشانه شو.
- 9 قفلی بُوَد میل و هوا؛ بنهاده بر دلهای ما.·مفتاح شو؛ مفتاح را دندانه شو؛ دندانه شو.
- 10 بِنْواخت نورِ مصطفی، آن اُستُنِ حنّانه را؛·کمتر ز چوبی نیستی؛ حنّانه شو؛ حنّانه شو.
- 11 گوید سلیمان مر تو را، بشنو «لسان الطّیر» را.·دامیّ و مرغ از تو رَمَد؛ رو لانه شو، رو لانه شو.
- 12 گر چهره بنماید صنم، پُر شو از او چون آینه.·ور زلف بگشاید صنم، رو شانه شو؛ رو شانه شو.
- 13 تا کی دوشاخه چون رُخی؟ تا کی چو بَیذَق کم تکی؟·تا کی چو فرزین کژ روی؟ فرزانه شو، فرزانه شو.
- 14 شکرانه دادی عشق را از تحفهها و مالها.·هِل مال را، خود را بده؛ شُکرانه شو، شُکرانه شو.
- 15 یک مدّتی ارکان بُدی، یک مدّتی حیوان بُدی،·یک مدّتی چون جان شدی؛ جانانه شو، جانانه شو.
- 16 ای ناطقه بر بام و در، تا کی روی در خانه پر؟·نطق زبان را ترک کن؛ بیچانه شو، بیچانه شو.
ganjoor: sh2131 · public domain