Divan-e Shams› Ghazal 2134› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۳۴
- چشم تو وقف باغ او گوش تو وقف لاغ او از دخل او چون نخل شو وز نخل او آونگ شو
G2134:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو·از جنگ میترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو
- 2 ماییم مست ایزدی زان بادههای سرمدی·تو عاقلی و فاضلی دربند نام و ننگ شو
- 3 رفتیم سوی شاه دین با جامههای کاغذین·تو عاشق نقش آمدی همچون قلم در رنگ شو
- 4 در عشق جانان جان بده بیعشق نگشاید گره·ای روح این جا مست شو وی عقل این جا دنگ شو
- 5 شد روم مست روی او شد زنگ مست موی او·خواهی به سوی روم رو خواهی به سوی زنگ شو
- 6 در دوغ او افتادهای خود تو ز عشقش زادهای·زین بت خلاصی نیستت خواهی به صد فرسنگ شو
- 7 گر کافری میجویدت ورمؤمنی میشویدت·این گو برو صدیق شو و آن گو برو افرنگ شو
- 8 چشم تو وقف باغ او گوش تو وقف لاغ او·از دخل او چون نخل شو وز نخل او آونگ شو
- 9 هم چرخ قوس تیر او هم آب در تدبیر او·گر راستی رو تیر شو ور کژروی خرچنگ شو
- 10 ملکی است او را زفت و خوش هر گونه ای میبایدش·خواهی عقیق و لعل شو خواهی کلوخ و سنگ شو
- 11 گر لعل و گر سنگی هلا می غلت در سیل بلا·با سیل سوی بحر رو مهمان عشق شنگ شو
- 12 بحری است چون آب خضر گر پر خوری نبود مضر·گر آب دریا کم شود آنگه برو دلتنگ شو
- 13 میباش همچون ماهیان در بحر آیان و روان·گر یاد خشکی آیدت از بحر سوی گنگ شو
- 14 گه بر لبت لب مینهد گه بر کنارت مینهد·چون آن کند رو نای شو چون این کند رو چنگ شو
- 15 هر چند دشمن نیستش هر سو یکی مستیستش·مستان او را جام شو بر دشمنان سرهنگ شو
- 16 سودای تنهایی مپز در خانه خلوت مخز·شد روز عرض عاشقان پیش آ و پیش آهنگ شو
- 17 آن کس بود محتاج می کو غافل است از باغ وی·باغ پرانگور ویی گه باده شو گه بنگ شو
- 18 خاموش همچون مریمی تا دم زند عیسی دمی·کت گفت کاندر مشغله یار خران عنگ شو
ganjoor: sh2134 · public domain