Divan-e Shams› Ghazal 214› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۴
- چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
G214:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا·نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
- 2 نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی·اگر مقیم بدندی چو صخره صما
- 3 فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی·اگر مقیم بدندی به جای چون دریا
- 4 هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود·ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا
- 5 چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر·خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
- 6 ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش·نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
- 7 نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر·سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا
- 8 نگر به موسی عمران که از بر مادر·به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
- 9 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر·چو آب چشمه حیوانست یحیی الموتی
- 10 نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت·کشید لشکر و بر مکه گشت او والا
- 11 چو بر براق سفر کرد در شب معراج·بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
- 12 اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم·مسافران جهان را دو تا دو تا و سه تا
- 13 چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را·ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا
ganjoor: sh214 · public domain