Divan-e Shams› Ghazal 2162› Beyt 9 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۶۲
- سخن با عشق میگویم که او شیر و من آهویم چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
G2162:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو·که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
- 2 من آن دیوانه بندم که دیوان را همیبندم·زبان مرغ میدانم سلیمانم به جان تو
- 3 نخواهم عمر فانی را توی عمر عزیز من·نخواهم جان پرغم را توی جانم به جان تو
- 4 چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم·چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو
- 5 گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم·وگر یک دم زدم بیتو پشیمانم به جان تو
- 6 اگر بیتو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم·وگر بیتو به گلزارم به زندانم به جان تو
- 7 سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت·عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
- 8 درون صومعه و مسجد توی مقصودم ای مرشد·به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
- 9 سخن با عشق میگویم که او شیر و من آهویم·چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
- 10 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان·که سر سرنبشتت را فروخوانم به جان تو
- 11 چه خویشی کرد آن بیچون عجب با این دل پرخون·که ببریدهست آن خویشی ز خویشانم به جان تو
- 12 تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان·بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو
- 13 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی·مثال ذره گردان پریشانم به جان تو
ganjoor: sh2162 · public domain