シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2167› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶۷
- به یک اندیشه حنظل را کنی بر من چو صد شکر به یک اندیشه شکر را کنی چون زهر دشمن تو
G2167:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو·مرا سیران کجا باشد مرا تحویل و رفتن تو
- 2 بدیدم بیتو من خود را تو دیدی بیخودم هم تو·به زیر خاک دررفتم نرفتم من بیا من تو
- 3 اگر گویم تو میگویی من آن ظلمت ز خود بینم·از آن ظلمت که میگریم سری چون ماه برزن تو
- 4 گریبانم دریدستم ز خود دامن کشیدستم·که تا گیری گریبانم کشی از مهر دامن تو
- 5 گریبانم دریدی تو و دامانم کشیدی تو·کدامم من چه نامم من مرا جان تو مرا تن تو
- 6 پشیمانم پشیمانم پشیمان تو پشیمان تو·چو سوسن صد زبانم من زبان و نطق و سوسن تو
- 7 دو چشمم خیره در رویت گهی چوگان گهی گویت·توی حیران توی چوگان توی دو چشم روشن تو
- 8 به یک اندیشه حنظل را کنی بر من چو صد شکر·به یک اندیشه شکر را کنی چون زهر دشمن تو
- 9 توی شکر توی حنظل توی اندیشه مبدل·توی مور و سلیمان تو توی خورشید و روزن تو
- 10 بدم من کافر احول شدم توحید را اکمل·توی احول کن کافر توی ایمان و مؤمن تو
ganjoor: sh2167 · public domain