Divan-e Shams Ghazal 2199 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۹۹

  1. ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتری برتری را کار و بار و ملک و بردابرد کو

G2199:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو·بار جور نیکوان را مرد باید مرد کو
  2. 2 بار جور نیکوان از دی و فردا برتر است·وانما جان کسی از دی و فردا فرد کو
  3. 3 ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتری·برتری را کار و بار و ملک و بردابرد کو
  4. 4 در میان هفت دریا دامن تو خشک کو·در میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو
  5. 5 این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی·آه سرد و اشک گرم و چهره‌های زرد کو
  6. 6 هر نفس بوی دل آید از صراط المستقیم·تا نگویی عشق ره رو را که راه آورد کو
  7. 7 گرد از آن دریا برآمد گرد جسم اولیاست·تا نگویی قوم موسی را در این یم گرد کو

ganjoor: sh2199 · public domain