Divan-e Shams› Ghazal 2199› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۹۹
- در میان هفت دریا دامن تو خشک کو در میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو
G2199:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو·بار جور نیکوان را مرد باید مرد کو
- 2 بار جور نیکوان از دی و فردا برتر است·وانما جان کسی از دی و فردا فرد کو
- 3 ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتری·برتری را کار و بار و ملک و بردابرد کو
- 4 در میان هفت دریا دامن تو خشک کو·در میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو
- 5 این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی·آه سرد و اشک گرم و چهرههای زرد کو
- 6 هر نفس بوی دل آید از صراط المستقیم·تا نگویی عشق ره رو را که راه آورد کو
- 7 گرد از آن دریا برآمد گرد جسم اولیاست·تا نگویی قوم موسی را در این یم گرد کو
ganjoor: sh2199 · public domain