Divan-e Shams› Ghazal 2371› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۷۱
- روز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرین لطف و قهری جفت و دردی با صفا آمیخته
G2371:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته·خوش بود این جسمها با جانها آمیخته
- 2 این صدفهای دل ما با چنین درد فراق·با گهرهای صفای باوفا آمیخته
- 3 روز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرین·لطف و قهری جفت و دردی با صفا آمیخته
- 4 وصل و هجران صلح کرده کفر ایمان یک شده·بوی وصل شاه ما اندر صبا آمیخته
- 5 گرگ یوسف خلق گشته گرگی از وی گم شده·بوی پیراهن رسیده با عما آمیخته
- 6 خاک خاکی ترک کرده تیرگی از وی شده·آب همچون باده با نور صفا آمیخته
- 7 شادیا روزی که آن معشوق جانهای لقا·آمده در بزم مست و با شما آمیخته
- 8 مست کرده جمله را زان غمزه مخمور خویش·تا ز مستی اجنبی با آشنا آمیخته
- 9 تا ز بسیاری شراب ابلیس چون آدم شده·لعنت ابلیس هم با اصطفا آمیخته
- 10 آن در بسته ابد بگشاده از مفتاح لطف·قفلهای بیوفایی با وفا آمیخته
- 11 سر سر شمس دین مخدوم ما پیدا شده·تا ببینی بنده با وصف خدا آمیخته
- 12 ای خداوند شمس دین فریاد از این حرف رهی·ز آنک هر حرفی از این با اژدها آمیخته
- 13 یک دمی مهلت دهم تا پستتر گیرم سخن·ز آنک تند است این سخن با کبریا آمیخته
- 14 در ره عشاق حضرت گو که از هر محنتش·صد هزاران لطف باشد با بلا آمیخته
- 15 قطره زهر و هزاران تنگ تریاق شفا·نفخه عیسی دولت با وبا آمیخته
- 16 خواری آن جا با عزیزی عهد بسته یک شده·پستی آن جا از طبیعت با علا آمیخته
- 17 جان بود ارزان به نرخ خاک پیش جان جان·گرچه این جا هست جانها با غلا آمیخته
- 18 از پی آن جان جان جانها چنان گوهر شده·مس جان با جان جان چون کیمیا آمیخته
- 19 آخر دور جهان با اولش یک سر شده·ابتدای ابتدا با انتها آمیخته
- 20 در سرای بخت رو یعنی که تبریز صفا·تا ببینی این سرا با آن سرا آمیخته
ganjoor: sh2371 · public domain