Divan-e Shams› Ghazal 2401› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۰۱
- از سر قدم بساختم ای آفتاب حسن هم سر به جوش آمده هم پا بسوخته
G2401:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای صد هزار خرمنها را بسوخته·زین پس مدار خرمن ما را بسوخته
- 2 از عشق سنگ خارا بر آهنی زده·برقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته
- 3 از سر قدم بساختم ای آفتاب حسن·هم سر به جوش آمده هم پا بسوخته
- 4 سرنای این دلم ز تو بنواخت پردهای·هم پردهاش دریده و سرنا بسوخته
- 5 در اصل زمهریر گر افتد ز آتشت·تا روز حشر بینی سرما بسوخته
- 6 از عالم نه جای ندا کرد عشق تو·هر جان که گوش داشته برجا بسوخته
- 7 ای لطف سوزشی که شرار جمال تو·جان را کشیده پیش و به عمدا بسوخته
- 8 آن روی سرخ را می احمر دمی بدید·صفرای عشق او می حمرا بسوخته
- 9 آن خد احمر ار بنمایی دمی دگر·سودای تو برآید و صفرا بسوخته
- 10 طبعی که لاف زلف مطرا همیزدی·از جعد طره تو مطرا بسوخته
- 11 در وا شدم به جستن تو جانب فلک·در وا نگشت ماندم دروا بسوخته
- 12 کی بینم از شعاع وصال تو آتشی·راه دراز هجر ز پهنا بسوخته
- 13 من چون سپند رقص کنان اندر او شده·شعر تر و قصیده غرا بسوخته
- 14 اندرفتاده برق به دکان عاشقان·بازار و نقد و ناقد و کالا بسوخته
- 15 زر گشته مس جسم ز اکسیر جان چنانک·ز اکسیر مسها را استا بسوخته
- 16 ایمان و مؤمنان همه حیران شده ز عشق·زنار پیر راهب ترسا بسوخته
- 17 برقی ز شمس دین و ز تبریز آمده·ابری که پرده گشت ز بالا بسوخته
ganjoor: sh2401 · public domain