Divan-e Shams Ghazal 2457 Beyt 2 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۵۷

  1. بر سر شطرنجْ بُتی جامه‌کنی کیسه‌بُری با چو منی ساده‌دلی خیره‌سری خیره‌شوی

G2457:2

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای دل سرگشته شده در طلبِ یاوه‌روی·چند بگفتم که مده دل به کسی بی‌گرو‌ی
  2. 2 بر سر شطرنجْ بُتی جامه‌کنی کیسه‌بُری·با چو منی ساده‌دلی خیره‌سری خیره‌شوی
  3. 3 برد همه رخت مرا نیست مرا برگ کهی·آنک ز گنج زر او من نرسیدم به جوی
  4. 4 تا بخورد تا ببرد جان مرا عشق کهن·آن کهنی کاو دهدم هر نفسی جان نوی
  5. 5 آن کهنی نو‌صفتی همچو خدا بی‌جهتی·خوش‌گهر‌ی خوش‌نظر‌ی خوش‌خبر‌ی خوش‌شنو‌ی
  6. 6 خرمن گل گشت جهان از رُخت ای سرو روان·دشمنِ تو جو‌دروی یارِ تو گندم‌دروی
  7. 7 جذب کن ای باد‌صفت‌! آبِ وجود همه را·برکش خورشید‌صفت شبنمه‌ای را ز گوی
  8. 8 ای تو چو خورشید ولی نی چو تفش داغ‌کنی·ای چو صبا با‌لُطُفی نی چو صبا خیره‌دوی
  9. 9 گر صفتی در دل من کژ شود آن را تو بکَن·شاخ کژی را بکند صاحب بستان به خوی
  10. 10 گرچه شود خانه دین رخنه ز موش حسدی·موش کی باشد‌؟ برمد از دم گربه به موی
  11. 11 سبز شود آب و گلی چون دهدش وصل دلی·دلبر و دل جمع شدند لیک نباشند دوی
  12. 12 پیشتر آ تا که نه من مانم این جا نه سخن·ظلمت هستی چه زند‌‌؟ پیش صبوحِ چو توی

ganjoor: sh2457 · public domain