シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2485› 対句 10 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۵
- دارد از تو جزو و کل خرمیی و شادیی وز رخ تو درخت گل خجلت و شرمساریی
G2485:10
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 یاور من توی بکن بهر خدای یاریی·نیست تو را ضعیفتر از دل من شکاریی
- 2 نای برای من کند در شب و روز نالهای·چنگ برای من کند با غم و سوز زاریی
- 3 کی بفشاردی مرا دست غمی و غصهای·گر تو مرا به عاطفت در بر خود فشاریی
- 4 دیده همچو ابر من اشک روان نباردی·گر تو ز ابر مرحمت بر سر من بباریی
- 5 دست دراز کردمیگوش فلک گرفتمی·گر سر زلف خویش را تو به کفم سپاریی
- 6 از سر ماه من کله بستدمی ربودمی·گر تو شبی به لطف خود خوش سر من بخاریی
- 7 حق حقوق سابقت حق نیاز عاشقت·حق زروع جان من کش تو کنی بهاریی
- 8 حق نسیم بوی تو کان رسدم ز کوی تو·حق شعاع روی تو کو کندم نهاریی
- 9 تا که نثار کردهای از گل وصل بر سرم·بر کف پای کوششم خار نکرد خاریی
- 10 دارد از تو جزو و کل خرمیی و شادیی·وز رخ تو درخت گل خجلت و شرمساریی
- 11 ای لب من خموش کن سوی اصول گوش کن·تا کند او به نطق خود نادره غمگساریی
ganjoor: sh2485 · public domain