Divan-e Shams› Ghazal 2513› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۱۳
- ز خرمنگاه شش گوشه نخواهی یافتن خوشه روان شو سوی بیسویان رها کن رسم شش سویی
G2513:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی·چو شعری نور افشانی و زان اشعار برگویی
- 2 به جان جمله مردان به درد جمله بادردان·که برگو تا چه میخواهی و زین حیران چه میجویی
- 3 از آن روی چو ماه او ز عشق حسن خواه او·بیاموزید ای خوبان رخ افروزی و مه رویی
- 4 از آن چشم سیاه او وزان زلف سه تاه او·الا ای اهل هندستان بیاموزید هندویی
- 5 ز غمزه تیراندازش کرشمه ساحری سازش·هلا هاروت و ماروتم بیاموزید جادویی
- 6 ایا اصحاب و خلوتیان شده دل را چنان جویان·ز لعل جان فزای او بیاموزید دلجویی
- 7 ز خرمنگاه شش گوشه نخواهی یافتن خوشه·روان شو سوی بیسویان رها کن رسم شش سویی
- 8 همه عالم ز تو نالان تو باری از چه مینالی·چو از تو کم نشد یک مو نمیدانم چه میمویی
- 9 فدایم آن کبوتر را که بر بام تو میپرد·کجایی ای سگ مقبل که اهل آن چنان کویی
- 10 چو آن عمر عزیز آمد چرا عشرت نمیسازی·چو آن استاد جان آمد چرا تخته نمیشویی
- 11 در این دام است آن آهو تو در صحرا چه میگردی·گهر در خانه گم کردی به هر ویران چه میپویی
- 12 به هر روزی در این خانه یکی حجره نوی یابی·تو یک تو نیستی ای جان تفحص کن که صدتویی
- 13 اگر کفری و گر دینی اگر مهری و گر کینی·همو را بین همو را دان یقین میدان که با اویی
- 14 بماند آن نادره دستان ولیکن ساقی مستان·گرفت این دم گلوی من که بفشارم گر افزویی
ganjoor: sh2513 · public domain