Divan-e Shams› Ghazal 2520 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2520 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۲۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2520:1 گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستیتنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستی
- G2520:2 وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشقملالت بر برون تو نمیگویی چه کاره ستی
- G2520:3 غنیمت دار رمضان را چو عیدت روی ننمودهستو عیدت گر کنارستی ز غم جان برکناره ستی
- G2520:4 چو روشن گشتی از طاعت شدی تاریک از عصیاندل بیچاره را میدان که او محتاج چاره ستی
- G2520:5 وگر محتاج این طاعت نماندستی دل مسکینورای کفر و ایمان دل همیشه در نظاره ستی
- G2520:6 تو گویی جان من لعل است مگر نبود بدین لعلیز تابشهای خورشیدش مبر گو سنگ خاره ستی
- G2520:7 به گرد قلعه ظلمت نماندی سنگ یک پارهاگر خود منجنیق صوم دایم سوی باره ستی
- G2520:8 بزن این منجنیق صوم قلعه کفر و ظلمت براگر بودی مسلمانی مؤذن بر مناره ستی
- G2520:9 اگر از عید قربان سرافرازان بدانندینه هر پاره ز گاو نفس آویز قناره ستی
- G2520:10 اگر سوز دل مسکین بدیدییی از این لقمهز بهر ساکنی سوزش شکم سوزی هماره ستی
- G2520:11 در اول منزلت این عشق با این لوت ضداننداگر این عشق باره ستی چرا او لوت باره ستی
- G2520:12 همه عالم خر و گاوان به عیش اندرخزیدندیاگر عاشق بدی آن کس که دایم لوت خواره ستی
- G2520:13 اگر دیدی تو ظلمتها ز قوتهای این لقمهز جور نفس تردامن گریبانهات پاره ستی
- G2520:14 به تدریج ار کنی تو پی خر دجال از روزهببینی عیسی مریم که در میدان سواره ستی
- G2520:15 اگر امر تصوموا را نگهداری به امر رببه هر یا رب که میگویی تو لبیکت دوباره ستی
ganjoor: sh2520 · public domain