Divan-e Shams› Ghazal 2520› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۲۰
- وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشق ملالت بر برون تو نمیگویی چه کاره ستی
G2520:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی·تنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستی
- 2 وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشق·ملالت بر برون تو نمیگویی چه کاره ستی
- 3 غنیمت دار رمضان را چو عیدت روی ننمودهست·و عیدت گر کنارستی ز غم جان برکناره ستی
- 4 چو روشن گشتی از طاعت شدی تاریک از عصیان·دل بیچاره را میدان که او محتاج چاره ستی
- 5 وگر محتاج این طاعت نماندستی دل مسکین·ورای کفر و ایمان دل همیشه در نظاره ستی
- 6 تو گویی جان من لعل است مگر نبود بدین لعلی·ز تابشهای خورشیدش مبر گو سنگ خاره ستی
- 7 به گرد قلعه ظلمت نماندی سنگ یک پاره·اگر خود منجنیق صوم دایم سوی باره ستی
- 8 بزن این منجنیق صوم قلعه کفر و ظلمت بر·اگر بودی مسلمانی مؤذن بر مناره ستی
- 9 اگر از عید قربان سرافرازان بدانندی·نه هر پاره ز گاو نفس آویز قناره ستی
- 10 اگر سوز دل مسکین بدیدییی از این لقمه·ز بهر ساکنی سوزش شکم سوزی هماره ستی
- 11 در اول منزلت این عشق با این لوت ضدانند·اگر این عشق باره ستی چرا او لوت باره ستی
- 12 همه عالم خر و گاوان به عیش اندرخزیدندی·اگر عاشق بدی آن کس که دایم لوت خواره ستی
- 13 اگر دیدی تو ظلمتها ز قوتهای این لقمه·ز جور نفس تردامن گریبانهات پاره ستی
- 14 به تدریج ار کنی تو پی خر دجال از روزه·ببینی عیسی مریم که در میدان سواره ستی
- 15 اگر امر تصوموا را نگهداری به امر رب·به هر یا رب که میگویی تو لبیکت دوباره ستی
ganjoor: sh2520 · public domain