Divan-e Shams Ghazal 2535 ← previous · next →

Divan-e Shams · G2535 · 17 beyts

غزل شمارهٔ ۲۵۳۵

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G2535:1 هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیمارینماند مر ورا ناله نباشد مر ورا زاری
  2. G2535:2 نباشد خامشی او را از آن کان درد ساکن شدچو طاقت طاق شد او را خموش است او ز ناچاری
  3. G2535:3 زمان رقت و رحمت بنالید از برای اوشما یاران دلدارید گرییدش ز دلداری
  4. G2535:4 ازیرا ناله یاران بود تسکین بیماراننگنجد در چنین حالت به جز ناله شما یاری
  5. G2535:5 بود کاین ناله‌ها درهم شود آن درد را مرهمدرآرد آن پری رو را ز رحمت در کم آزاری
  6. G2535:6 به ناگاهان فرود آید بگوید هی قنق گلدمشود خرگاه مسکینان طربگاه شکرباری
  7. G2535:7 خمار هجر برخیزد امیر بزم بنشیندقدح گردان کند در حین به قانون‌های خماری
  8. G2535:8 همه اجزای عشاقان شود رقصان سوی کیوانهوا را زیر پا آرد شکافد کره ناری
  9. G2535:9 به سوی آسمان جان خرامان گشته آن مستانهمه ره جوی از باده مثال دجله‌ها جاری
  10. G2535:10 زهی کوچ و زهی رحلت زهی بخت و زهی دولتمن این را بی‌خبر گفتم حریفا تو خبر داری
  11. G2535:11 زره کاسد شود آن جا سلح بی‌قیمتی گرددسیاست‌های شاه ما چو درهم سوخت غداری
  12. G2535:12 چو خوف از خوف او گم شد خجل شد امن از امنشبه پیش شمع علم او فضیحت گشته طراری
  13. G2535:13 فضیحت شد کژی لیکن به زودی دامن لطفشبر او هم رحمتی کرد و بپوشیدش به ستاری
  14. G2535:14 که تا الطاف مخدومی شمس الحق تبریزیببیند دیده دشمن نماند کفر و انکاری
  15. G2535:15 همه اضداد از لطفش بپوشد خلعتی دیگرز خجلت جمله محو آمد چو گیرد لطف بسیاری
  16. G2535:16 دگربار از میان محو عجب نومستیی یابندبرویند از میان نفی چون کز خار گلزاری
  17. G2535:17 پس آنگه دیده بگشایند جمال عشق را بینندهمه حکم و همه علم و همه حلم است و غفاری

ganjoor: sh2535 · public domain