Divan-e Shams› Ghazal 2539 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2539 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۳۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2539:1 یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازیچه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی
- G2539:2 دراندازد به جان عاقلان بیخبر سوزیبسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی
- G2539:3 کند هنبازی طوطی صبا را از برای شهکه او را نیست در پاکی و بیناییش هنبازی
- G2539:4 بجوشد بار دیگر از جمالش شادی تازهدرآید بار دیگر از وصالش در فلک تازی
- G2539:5 به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه منببینی عقل ترسان را به پای عشق سربازی
- G2539:6 همه عاشق شوندش زار هم بیدین و هم بادینهمه صادق شوند او را نماند هیچ طنازی
- G2539:7 شود گوش طبیعت هم ز سر غیبها واقفشود دیده فروبسته ز خاک پای او بازی
- G2539:8 شود بازار مه رویان از آن مه رو فروبستهشود دروازه عشرت از آن میروی در بازی
- G2539:9 شود شبهای تاریک فراق آن صنم روشنبگوید وصل خوش نکته به گوش هجر یک رازی
- G2539:10 که رسم و قاعده غمها ز جان خلق بردارندرسیده عمر ما آخر نهد از عیش آغازی
- G2539:11 درون بحر بیپایان مرگ و نیستی جانهابود ایمن چو بر دریا بود مرغاب یا قازی
- G2539:12 به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویینبودستت به جز هم مشک زلفین تو غمازی
- G2539:13 که از عشقت بسی جانها چو چوب خشک میسوزدز غیرت گشته با خلقان یکی بدگو و همازی
- G2539:14 الا ای آنک یک پرتو از آن رخسار بنماییخنک گردد همه دلها نماند حسرت و آزی
- G2539:15 الا ای کان ربانی شمس الدین تبریزیرخ همچون زرم دارد برای وصل تو گازی
ganjoor: sh2539 · public domain