沙姆斯集 嘎扎勒 2564 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۶۴

  1. ای طوطی جان پر زن بر خرمن شکر زن بر عمر موفر زن کز بند قفس رستی

G2564:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی·ای دولت و اقبالم آخر نه توام هستی
  2. 2 رستن ز جهان شک هرگز نبود اندک·خاک کف پای شه کی باشد سردستی
  3. 3 ای طوطی جان پر زن بر خرمن شکر زن·بر عمر موفر زن کز بند قفس رستی
  4. 4 ای جان سوی جانان رو در حلقه مردان رو·در روضه و بستان رو کز هستی خود جستی
  5. 5 در حیرت تو ماندم از گریه و از خنده·با رفعت تو رستم از رفعت و از پستی
  6. 6 ای دل بزن انگشتک بی‌زحمت لی و لک·در دولت پیوسته رفتی و بپیوستی
  7. 7 آن باده فروش تو بس گفت به گوش تو·جان‌ها بپرستندت گر جسم بنپرستی
  8. 8 ای خواجه شنگولی ای فتنه صد لولی·بشتاب چه می مولی آخر دل ما خستی
  9. 9 گر خیر و شرت باشد ور کر و فرت باشد·ور صد هنرت باشد آخر نه در آن شستی
  10. 10 چالاک کسی یارا با آن دل چون خارا·تا ره نزدی ما را از پای بننشستی
  11. 11 درجست در این گفتن بنمودن و بنهفتن·یک پرده برافکندی صد پرده نو بستی

ganjoor: sh2564 · public domain