シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2594› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹۴
- از تابش تو جانا جان گشت چنین دانا بسم الله مولانا چون ساغرها داری
G2594:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری·در گور کجا گنجی چون نور خدا داری
- 2 خوش باش کز آن گوهر عالم همه شد چون زر·ماننده آن دلبر بنما که کجا داری
- 3 در عشق نشسته تن در عشرت تا گردن·تو روی ترش با من ای خواجه چرا داری
- 4 در عالم بیرنگی مستی بود و شنگی·شیخا تو چو دلتنگی با غم چه هواداری
- 5 چندین بمخور این غم تا چند نهی ماتم·همرنگ شو آخر هم گر بخشش ما داری
- 6 از تابش تو جانا جان گشت چنین دانا·بسم الله مولانا چون ساغرها داری
- 7 شمس الحق تبریزی چون صاف شکرریزی·با تیره نیامیزی چون بحر صفا داری
ganjoor: sh2594 · public domain