Divan-e Shams Ghazal 27 ← previous · next →

Divan-e Shams · G27 · 45 beyts

غزل شمارهٔ ۲۷

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G27:1 آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پابا تو بگویم حال او برخوان اذا جاء القضا
  2. G27:2 جباروار و زفت او دامن‌کشان می‌رفت اوتسخرکنان بر عاشقان بازیچه دیده عشق را
  3. G27:3 بس مرغ پران بر هوا از دام‌ها فرد و جدامی‌آید از قبضه قضا بر پر او تیر بلا
  4. G27:4 ای خواجه سرمستک شدی بر عاشقان خنبک زدیمست خداوندی خود کشتی گرفتی با خدا
  5. G27:5 بر آسمان‌ها برده سر وز سرنبشت او بی‌خبرهمیان او پرسیم و زر گوشش پر از طال بقا
  6. G27:6 از بوسه‌ها بر دست او وز سجده‌ها بر پای اووز لورکند شاعران وز دمدمه هر ژاژخا
  7. G27:7 باشد کرم را آفتی کان کبر آرد در فتیاز وهم بیمارش کند در چاپلوسی هر گدا
  8. G27:8 بدهد درم‌ها در کرم او نافریده‌ست آن درماز مال و ملک دیگری مردی کجا باشد سخا
  9. G27:9 فرعون و شدادی شده خیکی پر از بادی شدهموری بُده ماری شده وان مار گشته اژدها
  10. G27:10 عشق از سر قدوسی‌یی همچون عصای موسی‌ییکاو اژدها را می‌خورد چون افکند موسی عصا
  11. G27:11 بر خواجه روی زمین بگشاد از گردون کمینتیری زدش کز زخم او همچون کمانی شد دوتا
  12. G27:12 در رو فتاد او آن زمان از ضربت زخم گرانخرخر‌کنان چون صرعیان در غرغره مرگ و فنا
  13. G27:13 رسوا شده عریان شده دشمن بر او گریان شدهخویشان او نوحه‌کنان بر وی چو اصحاب عزا
  14. G27:14 فرعون و نمرودی بده انی انا الله می‌زدهاشکسته گردن آمده در یارب و در ربنا
  15. G27:15 او زعفرانی کرده رو‌، زخمی نه بر اندام اوجز غمزه غمازه‌ای شکرلبی شیرین‌لقا
  16. G27:16 تیرش عجب‌تر یا کمان‌؟ چشمش تهی‌تر یا دهان‌؟او بی‌وفاتر یا جهان‌؟ او محتجب‌تر یا هما‌؟
  17. G27:17 اکنون بگویم سرّ جان در امتحان عاشقاناز قفل و زنجیر نهان هین گوش‌ها را برگشا
  18. G27:18 کی برگشایی گوش را‌؟ کو گوش مر مدهوش را‌؟مخلص نباشد هوش را جز یفعل الله ما یشا
  19. G27:19 این خواجهٔ با‌خرخشه شد پرشکسته چون پشهنالان ز عشق عایشه کابیض عینی من بکا
  20. G27:20 انا هلکنا بعدکم یا ویلنا من بعدکممقت الحیوه فقدکم عودوا الینا بالرضا
  21. G27:21 العقل فیکم مرتهن هل من صدا یشفی الحزنو القلب منکم ممتحن فی وسط نیران النوی
  22. G27:22 ای خواجه با دست و پا‌، پایت شکسته‌ست از قضادل‌ها شکستی تو بسی بر پای تو آمد جزا
  23. G27:23 این از عنایت‌ها شمر کز کوی عشق آمد ضررعشق مجازی را گذر بر عشق حق‌ست انتها
  24. G27:24 غازی به دست پور خود شمشیر چوبین می‌دهدتا او در آن استا شود شمشیر گیرد در غزا
  25. G27:25 عشقی که بر انسان بود شمشیر چوبین آن بودآن عشق با رحمان شود چون آخر آید ابتلا
  26. G27:26 عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال‌هاشد آخر آن عشق‌ِ خدا‌، می‌کرد بر یوسف قفا
  27. G27:27 بگریخت او یوسف پی‌اش‌ زد دست در پیراهنشبدریده شد از جذب او برعکس حال ابتدا
  28. G27:28 گفتش قصاص پیرهن بردم ز تو امروز منگفتا بسی زین‌ها کند تقلیب عشق کبریا
  29. G27:29 مطلوب را طالب کند مغلوب را غالب کندای بس دعاگو را که حق کرد از کرم قبله دعا
  30. G27:30 باریک شد اینجا سخن دم می‌نگنجد در دهنمن مغلطه خواهم زدن این جا روا باشد دغا
  31. G27:31 او می‌زند من کیستم من صورتم خاکیستمرمال بر خاکی زند نقش صوابی یا خطا
  32. G27:32 این را رها کن خواجه را بنگر که می‌گوید مراعشق آتش اندر ریش زد ما را رها کردی چرا‌؟
  33. G27:33 ای خواجهٔ صاحب‌قدم‌! گر رفتم اینک آمدمتا من در این آخرزمان حال تو گویم برملا
  34. G27:34 آخر چه گوید غره‌ای جز ز آفتابی ذره‌ای‌؟از بحر قلزم قطره‌ای زین بی‌نهایت ماجرا‌؟
  35. G27:35 چون قطره‌ای بنمایدت باقیش معلوم آیدتز انبارْ کفّ ِ گندمی عرضه کنند اندر شرا
  36. G27:36 کفی چو دیدی باقی‌اش نادیده خود می‌دانی‌اشدانیش و دانی چون شود چون بازگردد ز آسیا
  37. G27:37 هستی تو انبار کهن دستی در این انبار کنبنگر چگونه گندمی وانگه به طاحون بر هلا
  38. G27:38 هست آن جهان چون آسیا‌، هست این جهان چون خرمنیآنجا همین خواهی بدن گر گندمی گر لوبیا
  39. G27:39 رو ترک این گو ای مُصر‌! آن خواجه را بین منتظرکاو نیم‌کاره می‌کند تعجیل می‌گوید صلا
  40. G27:40 ای خواجه تو چونی بگو خسته در این پرفتنه کودر خاک و خون افتاده‌ای بیچاره‌وار و مبتلا
  41. G27:41 گفت الغیاث ای مسلمین دل‌ها نگهدارید هینشد ریخته خود خون من تا این نباشد بر شما
  42. G27:42 من عاشقان را در تبش بسیار کردم سرزنشبا سینهٔ پر غل و غش بسیار گفتم ناسزا
  43. G27:43 ویل لکل همزه بهر زبانِ بد بوَدهماز را لماز را جز چاشنی نبود دوا
  44. G27:44 کی آن دهان مردم است‌؟ سوراخ مار و کژدم استکهگِل در آن سوراخ زن کزدم منه بر اقربا
  45. G27:45 در عشق ترک کام کن‌، ترک حبوب و دام کنمر سنگ را زر نام کن شکّر لقب نِه بر جفا

ganjoor: sh27 · public domain