Divan-e Shams› Ghazal 2883 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2883 · 16 beyts
غزل شمارهٔ ۲۸۸۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2883:1 چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنیدرکشی روی و مرا روی به محراب کنی
- G2883:2 آب را در دهنم تلختر از زهر کنیزهرهام را ببری در غم خود آب کنی
- G2883:3 سوی حج رانی و در بادیهام قطع کنیاشتر و رخت مرا قسمت اعراب کنی
- G2883:4 گه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنیگه به بارانش همی سخره سیلاب کنی
- G2883:5 چون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزیچون سوی دام روم دست به مضراب کنی
- G2883:6 باادب باشم گویی که برو مست نهایبی ادب گردم تو قصهٔ آداب کنی
- G2883:7 گر بباری تو چو باران کرم بر باممهر دو چشمم ز نم و قطره چو میزاب کنی
- G2883:8 گهِ عزلت تو بگویی که چو رهبان گشتیگهِ صحبت تو مرا دشمن اصحاب کنی
- G2883:9 گر قصبوار نپیچم دل خود در غم توچون قصبپیچ مرا هالک مهتاب کنی
- G2883:10 در توکل تو بگویی که سبب سنت ماستدر تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی
- G2883:11 باز جان صید کنی چنگل او درشکنیتن شود کلب معلم تش بیناب کنی
- G2883:12 زرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیردلقب زرگر ما را همه قَلّاب کنی
- G2883:13 من که باشم که به درگاه تو صبح صادقهست لرزان که مباداش که کذاب کنی
- G2883:14 همه را نفی کنی بازدهی صد چنداندی دهی و به بهارش همه ایجاب کنی
- G2883:15 بزنی گردن انجم تو به تیغ خورشیدبازشان هم تو فروز رخ عناب کنی
- G2883:16 چو خمش کرد بگویی که بگو و چو بگفتگوییاش پس تو چرا فتح چنین باب کنی
ganjoor: sh2883 · public domain