Divan-e Shams Ghazal 3003 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۰۳

  1. از روح بی‌خبر بدیی گر تو جسمیی در جان قرار داشتیی گر تو جانیی

G3003:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی·وز روی خوب خویشت بودی نشانیی
  2. 2 در آب و گل تو همچو ستوران نخفتیی·خود را به عیش خانه خوبان کشانیی
  3. 3 بر گرد خویش گشتی کاظهار خود کنی·پنهان بماند زیر تو گنج نهانیی
  4. 4 از روح بی‌خبر بدیی گر تو جسمیی·در جان قرار داشتیی گر تو جانیی
  5. 5 با نیک و بد بساختیی همچو دیگران·با این و آنیی تو اگر این و آنیی
  6. 6 یک ذوق بودیی تو اگر یک اباییی·یک نوع جوشییی چو یکی قازغانیی
  7. 7 زین جوش در دوار اگر صاف گشتیی·چون صاف گشتگان تو بر این آسمانیی
  8. 8 گویی به هر خیال که جان و جهان من·گر گم شدی خیال تو جان و جهانیی
  9. 9 بس کن که بند عقل شدست این زبان تو·ور نی چو عقل کلی جمله زبانیی
  10. 10 بس کن که دانش‌ست که محجوب دانشست·دانستیی که شاهی کی ترجمانیی

ganjoor: sh3003 · public domain