Divan-e Shams› Ghazal 3030 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3030 · 19 beyts
غزل شمارهٔ ۳۰۳۰
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3030:1 سلمک الله نیست مثل تو یارینیست نکوتر ز بندگی تو کاری
- G3030:2 ای دل گفتی که یار غار منست اوهیچ نگنجد چنین محیط به غاری
- G3030:3 عاشق او خرد نیست زانک نخسبدبر سر آن گنج غیب هر نره ماری
- G3030:4 ذره به ذره کنار شوق گشادستگرچه نگنجد نگار ما به کناری
- G3030:5 آن شکرستان رسید تا نگذاردسرکه فروشندهای و غوره فشاری
- G3030:6 جوی فراتی روان شدست از این سوکاین همه جانها ز آب اوست بخاری
- G3030:7 از سر مستی پریر گفتم او راکار مرا این زمان بده تو قراری
- G3030:8 خنده شیرین زد و ز شرم برافروختماه غریب از چو من غریب شماری
- G3030:9 گفت مخور غم که زرد و خشک نماندباغ تو با این چنین لطیف بهاری
- G3030:10 هفت فلک ز آتش منست چو دودیهفت زمین در ره منست غباری
- G3030:11 دام جهان را هزار قرن گذشتستدرخور صیدم نیامدست شکاری
- G3030:12 هم به کنار آمد این زمانه و دورشعاشق مستی ز ما نیافت کناری
- G3030:13 این مه و خورشید چون دو گاو خراسندروز چرایی و شب اسیر شیاری
- G3030:14 جمع خرانی نگر که گاوپرستندیاوه شدستند بیشکال و فساری
- G3030:15 رو به خران گو که ریش گاو بریزادتوبه کنید و روید سوی مطاری
- G3030:16 تا که شود هر خری ندیم مسیحیوحی پذیرندهای و روح سپاری
- G3030:17 از شش و از پنج بگذرید و ببینیدشهره حریفان و مقبلانه قماری
- G3030:18 چون به خلاصه رسید تا که بگویمسوخت لبم را ز شوق دوست شراری
- G3030:19 ماند سخن در دهان و رفت دل منجانب یاران به سوی دور دیاری
ganjoor: sh3030 · public domain