ديوان شمس› غزل ٣٠٣٧› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۳۷
- در این منازل گردون در این طواف همایون گر از قضا مه ما را به اتفاق بیابی
G3037:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی·به جای عمر عزیزی چو عمر ما نشتابی
- 2 چو شب روان هوس را تو چشمی و تو چراغی·مسافران فلک را تو آتشی و تو آبی
- 3 در این منازل گردون در این طواف همایون·گر از قضا مه ما را به اتفاق بیابی
- 4 اگر چه روح جهانست و روح سوی ندارد·ثواب کن سوی او رو اگر چه غرق ثوابی
- 5 بگو به تست پیامی اگر چه حاضر جانی·جواب ده به حق آنک بس لطیف جوابی
- 6 هزار مهره ربودی هنوز اول بازیست·هزار پرده دریدی هنوز زیر نقابی
- 7 چه نالههاست نهان و چه زخمهاست دلم را·زهی رباب دل من به دست چون تو ربابی
- 8 دلم تو را چو ربابی تنم تو را چو خرابی·رباب میزن و میگرد مست گرد خرابی
- 9 همه ز جام تو مستند هر یکی ز شرابی·ز جام خویش نپرسی که مست از چه شرابی
- 10 کجاست ساحل دریا دلا که هر دم غرقی·کجاست آتش غیبی که لحظه لحظه کبابی
ganjoor: sh3037 · public domain