Divan-e Shams› Ghazal 3049› Beyt 12 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۴۹
- و یا به حیله و مکری ز ره درافتادی و یا که مست شدی او ز باده عنبی
G3049:12
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ربود عقل و دلم را جمال آن عربی·درون غمزه مستش هزار بوالعجبی
- 2 هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه·کنون چو مست و خرابم صلای بیادبی
- 3 مُسَبِّب سبب این جا در سبب بربست·تو آن ببین که سبب میکُشد ز بیسببی
- 4 پریر رفتم سرمست بر سر کویش·به خشم گفت چه گم کردهای؟ چه میطلبی؟
- 5 شکسته بسته بگفتم یکی دو لفظ عرب·أَتَیتُ أَطْلُبُ في حَیِّکُم مَقام أَبي
- 6 جواب داد کجا خفتهای؟ چه میجویی؟·به پیش عقل محمد پلاس بولهبی؟
- 7 ز عجز خوردم سوگندها و گرم شدم·به ذات پاک خدا و به جان پاک نبی
- 8 چه جای گرمی و سوگند پیش آن بینا؟·و کَیفَ یُصْرَعُ صَقْرٌ بِصَولةِ الْخَرَبِ؟
- 9 روان شد اشک ز چشم من و گواهی داد·کَما یَسیلُ مِیاهُ السَّقا مِنَ الْقَرَبِ
- 10 چه چاره دارم؟ غماز من هم از خانهست·رخم چو سکه زر آب دیدهام سُحُبی
- 11 دریغ دلبر جان را به مال میل بدی·و یا فریفته گشتی به سیّدی چَلَبی
- 12 و یا به حیله و مکری ز ره درافتادی·و یا که مست شدی او ز باده عنبی
- 13 دهان به گوش من آرد به گاه نومیدی·چه میکند سر و گوش مرا به شهد لبی؟
- 14 غلام ساعت نومیدیم که آن ساعت·شراب وصل بتابد ز شیشهای حلبی
- 15 از آن شراب پرستم که یار می بخشست·رخم چو شیشه می کرد و بود رخ ذَهَبي
- 16 برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست·که خویش عشق بماند نه خویشی نسبی
- 17 خمش که مفخر آفاق شمس تبریزی·بشست نام و نشان مرا به خوش لقبی
ganjoor: sh3049 · public domain