Divan-e Shams› Ghazal 3052› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۵۲
- تو راست باش چو تیر و حریف کژ چو کمان چو تیر زه به دهان گیر چون درافتادی
G3052:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چه باده بود که در دور از بگه دادی·که میشکافد دور زمانه از شادی
- 2 نبود باده به جان تو راست گو که چه بود·بهانه راست مکن کژ مگو به استادی
- 3 چه راست میطلبی ای دل سلیم از او·که راست نیست به جز قد او در این وادی
- 4 تو راست باش چو تیر و حریف کژ چو کمان·چو تیر زه به دهان گیر چون درافتادی
- 5 ازانک راستی تو غلام آن کژی است·اگر تو تیری بهر کمان کژ زادی
- 6 بیار بار دگر تا ببینم آن چه میْ است·که جان عارف مستی و خصم زهادی
- 7 نکو ندیدم آن بار سخت تشنه بدم·بیار بار دگر چون مطیع و منقادی
- 8 نمیفریبمت این یک بیار و دیگر بس·کی با تو حیله کند حیله را تو بنیادی
- 9 فریب و عشوه تو تلقین کنی دو عالم را·ولی مرا مددی ده چو خنب بگشادی
- 10 چو جمع روزه گشادند خیک را بمبند·که عیش را تو عروسی و هم تو دامادی
- 11 اگر به خوک از آن خیک جرعهای بدهی·به پیش خوک کند شیر چرخ آحادی
- 12 چو نام باده برم آن توی و آتش تو·وگر غریو کنم در میان فریادی
- 13 چنان نهای تو که با تو دگر کسی گنجد·ولی ز رشک لقبهای طرفه بنهادی
- 14 گهی سبو و گهی جام و گه حلال و حرام·همه توی که گهی مهدیی و گه هادی
- 15 به نور رفعت ماهی به لطف چون گلزار·ولی چو سرو و چو سوسن ز هر دو آزادی
- 16 ولی چو ای همه گویم نداندت اجزا·که فرد جزو نداند به غیر افرادی
- 17 مثل به جزو زنم تا که جزو میل کند·چو میل کرد کشانیش تو به آبادی
- 18 بیار مفخر تبریز شمس تبریزی·مثال اصل که اصل وجود و ایجادی
ganjoor: sh3052 · public domain