シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3078 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۷۸

  1. کشیدمت نه دعاها کشند آمین را کشانه شو سوی من گرچه لنگ تخمینی

G3078:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی·گرسنه آمد و با نان همی‌کند بینی
  2. 2 ز آفتاب گرفته‌ست خشم گازر نیز·زهی حماقت و ادبیر و جهل و گر کینی
  3. 3 تو را که معدن زر پیش خود همی‌خواند·نمی‌روی و قراضه ز خاک می‌چینی
  4. 4 قراضه‌هاست ز حسن ازل در این خوبان·در آب و گل به چه آمد پی خوش آیینی
  5. 5 چو کان حسن بچیند قراضه‌ها ز بتان·به آب و گل بنماید که آن نه‌ای اینی
  6. 6 تو جهد کن که سراسر همه قراضه شوی·روی به معدن خود زانک جمله زرینی
  7. 7 به شهد جذبه من آب جفا بیامیزم·که شهد صرف گلو گیردت ز شیرینی
  8. 8 کشیدمت نه دعاها کشند آمین را·کشانه شو سوی من گرچه لنگ تخمینی
  9. 9 به سوی بحر رو ای ماهی و مکش خود را·تو با سعادت و اقبال خود چه در کینی
  10. 10 اگر تو می‌نروی آن کرم تو را بکشد·چنین کند کرم و رحمت سلاطینی
  11. 11 وگر درشت کشد مر تو را مترسان دل·که یوسفست کشنده تو ابن یامینی
  12. 12 به تهمت و به درشتی و دزدیش بکشید·که صاع زر تو ببردی به بد تو تعیینی
  13. 13 چو خلوت آمد گفتش که من قرین توام·تو لایقی بر من من دعا تو آمینی
  14. 14 در آن مکان که مکان نیست قصرها داری·در این مکان فنا چون حریص تمکینی
  15. 15 هزار بارت گفتم خمش کن و تن زن·تو از لجاج کنون احمدی و پارینی
  16. 16 فداح روح حیاتی فانت تحیینی·و انت تخلص دیباجتی من الطین
  17. 17 و انت تلبس روحی مکرما حللا·بها اعیش و تکفیننی لتکفینی
  18. 18 ایا مفجر عین تقر عینینی·سقاها سکراتی و شربها دینی

ganjoor: sh3078 · public domain