Divan-e Shams Ghazal 3107 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۰۷

  1. حقیقت این شکم از آز پر نخواهد شد اگر به ملک همه عالمش بیانباری

G3107:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 میان تیرگی خواب و نور بیداری·چنان نمود مرا دوش در شب تاری
  2. 2 که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدس·که جمله محض خرد بود و نور هشیاری
  3. 3 تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسم·چو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
  4. 4 مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آن·که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری
  5. 5 شکفته گلبن جوزا برای عشرت تست·تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری
  6. 6 سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنون·ز دست طبع، گرفتار چار دیواری
  7. 7 کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب·که آفریده تو زین‌سان نه بهر این کاری
  8. 8 بدی مکن که درین کشت زار زود زوال·به داس دهر همان بدروی که می‌کاری
  9. 9 پی مراد چه پویی به عالمی که در او·چو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری؟!
  10. 10 حقیقت این شکم از آز پر نخواهد شد·اگر به ملک همه عالمش بیانباری
  11. 11 گرفتمت که رسیدی بدانچ می‌طلبی·ولی چه سود از آن، چون بجاش بگذاری؟!
  12. 12 شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمید·تو مست، خفته و آگه نه‌ای ز بیداری

ganjoor: sh3107 · public domain