Divan-e Shams› Ghazal 3111› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۱۱
- دل و جان غلامت چو رسد سلامت تو دو صد چنین را صنما سزایی
G3111:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 تو چنین نبودی تو چنین چرایی·چه کنی خصومت چو از آن مایی
- 2 دل و جان غلامت چو رسد سلامت·تو دو صد چنین را صنما سزایی
- 3 تو قمرعذاری تو دل بهاری·تو ملک نژادی تو ملک لقایی
- 4 فلک از تو حارس زحل از تو فارس·ز برای آن را که در این سرایی
- 5 دل خسته گشته چو قدح شکسته·تو چو گم شدستی تو چه ره نمایی
- 6 بده آن قدح را بگشا فرح را·که غم کهن را تو بهین دوایی
- 7 دل و جان کی باشد دو جهان چه باشد·همه سهل باشد تو عجب کجایی
- 8 بگذار دستان برسان به مستان·ز عطای سلطان قدح عطایی
- 9 همگی امیدی شکری سپیدی·چو مرا بدیدی بکن آشنایی
- 10 شکری نباتی همگی حیاتی·طبق زکاتی کرم خدایی
- 11 طرب جهانی عجب قرانی·تو سماع جان را تر لایلایی
- 12 بزنی ز بالاتر لایلالا·تو نه یک بلایی تو دو صد بلایی
- 13 دل من ببردی به کجا سپردی·نه جواب گویی نه دهی رهایی
- 14 بفزا دغا را بفریب ما را·بر توست عالم همه روستایی
- 15 سر ما شکستی سر خود ببستی·که خرف نگردد ز چنین دغایی
- 16 به پلاس عوران به عصای کوران·چه طمع ببستی ز چه میربایی
- 17 به طمع چنانی به عطا جهانی·عجب از تو خیره به عجب نمایی
- 18 خمش ای صفورا بگذار او را·تو ز خویشتن گو که چه کیمیایی
- 19 نه به اختیاری همه اضطراری·تو به خود نگردی تو چو آسیایی
- 20 تو یکی سبویی چو اسیر جویی·جز جو چه جویی چو ز جو برآیی
- 21 تو به خود چه سازی که اسیر گازی·تو ز خود چه گویی چو ز که صدایی
- 22 خمش ای ترانه بجه از کرانه·که نوای جانی همگی نوایی
ganjoor: sh3111 · public domain