Divan-e Shams› Ghazal 38 ← previous · next →
Divan-e Shams · G38 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۳۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G38:1 رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلازنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
- G38:2 رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازلمفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
- G38:3 قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببرپوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
- G38:4 ای خمشی مغز منی پردهٔ آن نغز منیکمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
- G38:5 بر دِه ویران نبود عشر زمین کوچ و قَلانمست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا
- G38:6 تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به منتا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا
- G38:7 مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکرخشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا
- G38:8 آینهام آینهام مرد مقالات نهامدیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
- G38:9 دست فشانم چو شجر چرخزنان همچو قمرچرخ من از رنگ زمین پاکتر از چرخ سما
- G38:10 عارف گوینده بگو تا که دعای تو کنمچون که خوش و مست شوم هر سحری وقت دعا
- G38:11 دلق من و خرقهٔ من از تو دریغی نبوَدوآن که ز سلطان رسدم نیم مرا نیم تو را
- G38:12 از کف سلطان رسدم ساغر و سغراق قدمچشمهٔ خورشید بوَد جرعهٔ او را چو گدا
- G38:13 من خمشم خسته گلو عارف گوینده بگوزآن که تو داوود دمی، من چو کهم رفته ز جا
ganjoor: sh38 · public domain