Divan-e Shams› Ghazal 38› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۸
- آینهام آینهام مرد مقالات نهام دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
G38:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا·زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
- 2 رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل·مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
- 3 قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر·پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
- 4 ای خمشی مغز منی پردهٔ آن نغز منی·کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
- 5 بر دِه ویران نبود عشر زمین کوچ و قَلان·مست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا
- 6 تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من·تا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا
- 7 مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکر·خشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا
- 8 آینهام آینهام مرد مقالات نهام·دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
- 9 دست فشانم چو شجر چرخزنان همچو قمر·چرخ من از رنگ زمین پاکتر از چرخ سما
- 10 عارف گوینده بگو تا که دعای تو کنم·چون که خوش و مست شوم هر سحری وقت دعا
- 11 دلق من و خرقهٔ من از تو دریغی نبوَد·وآن که ز سلطان رسدم نیم مرا نیم تو را
- 12 از کف سلطان رسدم ساغر و سغراق قدم·چشمهٔ خورشید بوَد جرعهٔ او را چو گدا
- 13 من خمشم خسته گلو عارف گوینده بگو·زآن که تو داوود دمی، من چو کهم رفته ز جا
ganjoor: sh38 · public domain