Divan-e Shams› Ghazal 44› Beyt 16 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۴
- شب برود بیا به گه، تا شنوی حدیث شه شب همه شب مثال مه، تا به سحر مشین ز پا
G44:16
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا·ابروی او گره نشد، گرچه که دید صد خطا
- 2 چشم گشا و رو نگر، جرم بیار و خو نگر·خوی چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا
- 3 من ز سلام گرم او، آب شدم ز شرم او·وز سخنان نرم او، آب شوند سنگها
- 4 زهر به پیش او ببر، تا کندش به از شکر·قهر به پیش او بنه، تا کندش همه رضا
- 5 آب حیات او ببین، هیچ مترس از اجل·در دو در رضای او، هیچ ملرز از قضا
- 6 سجده کنی به پیش او، عزت مسجدت دهد·ای که تو خوار گشتهای، زیر قدم چو بوریا
- 7 خواندم امیر عشق را، فهم بدین شود تو را·چونک تو رهن صورتی، صورت توست ره نما
- 8 از تو دل ار سفر کند، با تپش جگر کند·بر سر پاست منتظر، تا تو بگوییش بیا
- 9 دل چو کبوتری اگر، میبپرد ز بام تو·هست خیال بام تو، قبله جانش در هوا
- 10 بام و هوا توی و بس، نیست روی بجز هوس·آب حیات جان توی، صورتها همه سقا
- 11 دور مرو سفر مجو، پیش تو است ماه تو·نعره مزن که زیر لب، میشنود ز تو دعا
- 12 میشنود دعای تو، میدهدت جواب او·کای کر من کری بهل، گوش تمام برگشا
- 13 گر نه حدیث او بدی، جان تو آه کی زدی·آه بزن که آه تو، راه کند سوی خدا
- 14 چرخ زنان بدان خوشم، کآب به بوستان کشم·میوه رسد ز آب جان، شوره و سنگ و ریگ را
- 15 باغ چو زرد و خشک شد، تا بخورد ز آب جان·شاخ شکسته را بگو، آب خور و بیازما
- 16 شب برود بیا به گه، تا شنوی حدیث شه·شب همه شب مثال مه، تا به سحر مشین ز پا
ganjoor: sh44 · public domain