Divan-e Shams Ghazal 45 ← previous · next →

Divan-e Shams · G45 · 18 beyts

غزل شمارهٔ ۴۵

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G45:1 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجراخاصه که در گشاید و گوید «خواجه اندرآ»
  2. G45:2 با لب خشک گوید او قصه چشمه‌ی خضربر قد مرد می‌بُرّد درزیِ عشقِ او قبا
  3. G45:3 مست شوند چشم‌ها از سکرات چشم اورقص‌کنان درخت‌ها پیش لطافت صبا
  4. G45:4 بلبل با درخت گل گوید «چیست در دلت؟این دم در میان بنه، نیست کسی، توی و ما»
  5. G45:5 گوید «تا تو با توی، هیچ مدار این طمعجهد نمای تا بری رختِ توی از این سرا»
  6. G45:6 چشمه‌ی سوزنِ هوس تنگ بوَد یقین بدانره ندهد به ریسِمان چونک ببیندش دوتا
  7. G45:7 بنگر آفتاب را تا به گلو در آتشیتا که ز روی او شود روی زمین پر از ضیا
  8. G45:8 چونک کلیم حق بشد سوی درخت آتشینگفت من آب کوثرم کفش برون کن و بیا
  9. G45:9 هیچ مترس ز آتشم زانک من آبم و خوَشمجانب دولت آمدی صدر تراست مرحبا
  10. G45:10 جوهریی و لعل کان جان مکان و لامکاننادره‌یِ زمانه‌ای خلق کجا و تو کجا !
  11. G45:11 بارگه عطا شود از کف عشق هر کفیکارگه وفا شود از تو جهانِ بی‌وفا
  12. G45:12 ز اول روز آمدی ساغر خسروی به کفجانب بزم می‌کشی جان مرا که الصلا
  13. G45:13 دل چه شود؟ چو دست دل گیرد دست دلبریمس چه شود؟ چو بشنود بانگ و صلای کیمیا
  14. G45:14 آمد دلبری عجب نیزه به دست چون عربگفتم هست خدمتی؟ گفت تعال عندنا
  15. G45:15 جَست دلم که من دوم گفت خرد که من رومکرد اشارت از کرم گفت بلی کلا کما
  16. G45:16 خوان چو رسید از آسمان دست بشوی و هم دهانتا که نیاید از کفت بوی پیاز و گندنا
  17. G45:17 کانِ نمک رسید هین گر تو ملیح و عاشقیکاس ستان و کاسه ده شور گزین نه شوربا
  18. G45:18 بسته کنم من این دو لب تا که چراغ روز و شبهم به زبانه‌یِ زبان گوید قصه با شما

ganjoor: sh45 · public domain