Divan-e Shams› Ghazal 487› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۴۸۷
- به دست هر جان زنبیل زفت میآید شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات
G487:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات·به هر که قدر تو دانست میدهند برات
- 2 هلالوار ز راه دراز میآیند·برای کارگزاری ز قاضیالحاجات
- 3 به مفلسان که ز بازارشان نصیبی نیست·ز مخزن زر سلطان همیکشند زکات
- 4 پی گشادن درهای بسته میآیند·گرفته زیر بغلها کلیدهای نجات
- 5 به دست هر جان زنبیل زفت میآید·شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات
- 6 بیا بیا گذری کن ببین زکات ملک·به طور موسی عمران و غلغل میقات
- 7 دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار·دریده قوصرههاشان ز بار قند و نبات
- 8 ز خرمن دو جهان مور خود چه تاند برد·خمش کن و بنشین دور و میشنو صلوات
ganjoor: sh487 · public domain