Divan-e Shams› Ghazal 578 ← previous · next →
Divan-e Shams · G578 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۵۷۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G578:1 مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
- G578:2 به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطانکه تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد
- G578:3 اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستموگر من دست خود خستم همو درمان من باشد
- G578:4 چه زَهره دارد اندیشه که گِرد شهر من گرددکه قصد مُلک من دارد چو او خاقان من باشد
- G578:5 نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلشبمیرد پیش من رُستم چو او دَستان من باشد
- G578:6 بِدَرَم زَهره زُهره خراشم ماه را چهرهبَرَم از آسمان مُهره چو او کیوان من باشد
- G578:7 بِدَرَم جُبه مَه را بریزم ساغر شَه راوگر خواهند تاوانم همو تاوان من باشد
- G578:8 چراغ چرخ گردونم چو اِجری خوار خورشیدمامیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشد
- G578:9 منم مصر و شکرخانه چو یوسف در بَرَم گیردچه جویم ملک کنعان را؟ چو او کنعان من باشد
- G578:10 زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصرزهی الزام هر منکر چو او برهان من باشد
- G578:11 یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورتبپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد
- G578:12 سر ماهست و من مجنون مجنبانید زنجیرممرا هر دم سر مه شد چو مه بر خوان من باشد
- G578:13 سخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزیتو خامُش تا زبانها خود چو دل جنبان من باشد
ganjoor: sh578 · public domain