Divan-e Shams› Ghazal 581› Beyt 22 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۵۸۱
- هلا ختم است بر بوسه نهان کن دل چو سنبوسه درون سینه زن پنهان دمی که بیشمار آمد
G581:22
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد·زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد
- 2 درختان بین که چون مستان همه گیجند و سرجنبان·صبا برخواند افسونی که گلشن بیقرار آمد
- 3 سمن را گفت نیلوفر که پیچاپیچ من بنگر·چمن را گفت اشکوفه که فضل کردگار آمد
- 4 بنفشه در رکوع آمد چو سنبل در خشوع آمد·چو نرگس چشمکش میزد که وقت اعتبار آمد
- 5 چه گفت آن بید سرجنبان که از مستی سبکسر شد·چه دید آن سرو خوش قامت که زفت و پایدار آمد
- 6 قلم بگرفته نقاشان که جانم مست کفهاشان·که تصویرات زیباشان جمال شاخسار آمد
- 7 هزاران مرغ شیرینپر نشسته بر سر منبر·ثنا و حمد میخواند که وقت انتشار آمد
- 8 چو گوید مرغ جان یاهو بگوید فاخته کوکو·بگوید چون نبُردی بو نصیبت انتظار آمد
- 9 بفرمودند گلها را که بنمایید دلها را·نشاید دل نهان کردن چو جلوه یار غار آمد
- 10 به بلبل گفت گل بنگر به سوی سوسن اخضر·که گرچه صد زبان دارد صبور و رازدار آمد
- 11 جوابش داد بلبل رو به کشف راز من بگرو·که این عشقی که من دارم چو تو بیزینهار آمد
- 12 چنار آورد رو در رز که ای ساجد قیامی کن·جوابش داد کاین سجده مرا بیاختیار آمد
- 13 منم حامل از آن شربت که بر مستان زند ضربت·مرا باطن چو نار آمد تو را ظاهر چنار آمد
- 14 برآمد زعفران فرخ نشان عاشقان بر رخ·بر او بخشود و گل گفت اه که این مسکین چه زار آمد
- 15 رسید این ماجرای او به سیب لعل خندان رو·به گل گفت او نمیداند که دلبر بردبار آمد
- 16 چو سیب آورد این دعوی که نیکو ظنم از مولی·برای امتحان آن ز هر سو سنگسار آمد
- 17 کسی سنگ اندر او بندد چو صادق بود میخندد·چرا شیرین نخندد خوش کش از خسرو نثار آمد
- 18 کلوخ انداز خوبان را برای خواندن باشد·جفای دوستان با هم نه از بهر نفار آمد
- 19 زلیخا گر درید آن دم گریبان و زه یوسف·پی تجمیش و بازی دان که کشاف سرار آمد
- 20 خورد سنگ و فروناید که من آویخته شادم·که این تشریف آویزش مرا منصوروار آمد
- 21 که من منصورم آویزان ز شاخ دار الرحمان·مرا دور از لب زشتان چنین بوس و کنار آمد
- 22 هلا ختم است بر بوسه نهان کن دل چو سنبوسه·درون سینه زن پنهان دمی که بیشمار آمد
ganjoor: sh581 · public domain