Divan-e Shams› Ghazal 59 ← previous · next →
Divan-e Shams · G59 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۵۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G59:1 تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتهامخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتها
- G59:2 تو را عزت همی باید که آن فرعون را شایدبده آن عشق و بِستان تو چو فرعون این ولایتها
- G59:3 خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سرپی اومید آن بختی که هست اندر نهایتها
- G59:4 دهان پُر پِست میخواهی مَزن سُرنای دولت رانتاند خواندن مقری دهان پُر پِست آیتها
- G59:5 از آن دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شدبه باغ جان هر خلقی کند آن جو کفایتها
- G59:6 دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانیبه اول بنگر و آخر که جمع آیند غایتها
- G59:7 اگر خوکی فتد در مُشک و آدم زاد در سِرگینرود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایتها
- G59:8 سگ گرگین این در به ز شیران همه عالمکه لاف عشق حق دارد و او داند وقایتها
- G59:9 تو بدنامی عاشق را منه با خواری دونانکه هست اندر قفای او ز شاه عشق رایتها
- G59:10 چو دیگ از زر بود او را سیهرویی چه غم آرد؟که از جانش همی تابد به هر زخمی حکایتها
- G59:11 تو شادی کن ز شمسالدین تبریزی و از عشقشکه از عشقش صفا یابی و از لطفش حمایتها
ganjoor: sh59 · public domain