Divan-e Shams Ghazal 767 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۶۷

  1. به چه چشم‌های کودن شود از نگار روشن اگر آن غبار کویش سر توتیا ندارد

G767:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد·بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد
  2. 2 ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم·به درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد
  3. 3 ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم·ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد
  4. 4 به رخان چون زر من به بر چو سیم خامت·به زر او ربوده شد که چو تو دلربا ندارد
  5. 5 هله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن در·تو بگو به هر کی آید که سر شما ندارد
  6. 6 همه عمر این چنین دم نبدست شاد و خرم·به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد
  7. 7 به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی·چه غمست عاشقان را که جهان بقا ندارد
  8. 8 برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب·چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ندارد
  9. 9 به چه روز وصل دلبر همه خاک می‌شود زر·اگر آن جمال و منظر فر کیمیا ندارد
  10. 10 به چه چشم‌های کودن شود از نگار روشن·اگر آن غبار کویش سر توتیا ندارد
  11. 11 هله من خموش کردم برسان دعا و خدمت·چه کند کسی که در کف به جز از دعا ندارد

ganjoor: sh767 · public domain