Divan-e Shams› Ghazal 785› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۸۵
- هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
G785:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند·و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
- 2 ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز·آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
- 3 چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم·از ضیا شبصفتان جمله رهِ در گیرند
- 4 ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست·چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
- 5 آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد·مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
- 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس·اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
- 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،·زردرویان تو را، که می احمر گیرند
- 8 به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند·به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
- 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی·عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
- 10 پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مهروییست·که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
- 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند·اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
- 12 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آنها راست·که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
- 13 خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق·حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند
ganjoor: sh785 · public domain